ببین ذوب شدن منو وقتی تو رفتی

سلام به همگی .......... دوستان توجه داشته باشین که من متن هام همه از خودم هست و از جایی کپی نکردم حالا اگر از نظر دستوری مشکلی میبینید به بزرگی خودتون ببخشید دلنوشتهای من همه به صورت لحظه ای نوشته میشه باز هم از اینکه وقت میزارین و میخونین واقعا کمال تشکر رو دارم

دانه های اشک بر روی طاق یشم چشمانش

چو یاقوتی در دل کوه برزمین میریزد

دل کودکانه ام بهانه ی آغوشش را میگیرد

شاید به آرامی تپش قلبم

به سادگی یک نسیم کوتاه

بر دلش مرحم شوم

تا نیفتد بر دلش ابر سیاه بی کسی

.

.

نوشته شده در چهارشنبه ٢۳ اسفند ۱۳٩۱ساعت ۱:۱۳ ‎ق.ظ توسط سایه نظرات () |

همه گویند مرا عاشق و دلباخته ام

آری،

اما نه به آن شکل که در ذهن شما افتاد است

من دختری ام که در سوگ پدر میگریم

رفته است پدرم از پیشم

تا ابد داغ دل من تازه است

سومین سال پدرم در راه است

دل من در تب و پر داغ و پر از احساس است

سعی در صبر و شکیبایی خود دارم باز

چه کنم

 خاطرش در چشمو ذهنم میکند هی پرواز

ای خدا تو که میدانی رفتنش سنگین است

پس بردار این سنگ مصیبت از دوشم

تا نیفتم از پــــــــــا ...

 

 

نوشته شده در جمعه ۱۸ اسفند ۱۳٩۱ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ توسط سایه نظرات () |

با چرخش ایام به دور دل من خار کشیدند

من مست شدم در دل خود زجر کشیدم

به زندان غم انداختندو آزادی ندیدم

با اشک به دیوار دلم ماه و یک چشم کشیدم

شب بود همه روزم و اشکم نورم

و تو میدانی

چشمم به امید بخششت بیمارست

که تویی عشقم و نورم

ای ماه وجودم

پروردگارم

.یـــــــــــــــــــــــــــا رّب

.

نوشته شده در چهارشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩۱ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ توسط سایه نظرات () |

چرا وقتی کسی به شما گوش نمیدهد میگویید:

" دارم با دیوار حرف میزنم "

به خدا قسم که دیوار برای تکیه کردن با ارزش تراست

هر چند اگر فرو بریزد....به مــــــــــــرام خاک شدن است...

نوشته شده در یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩۱ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ توسط سایه نظرات () |

Design By : Mihantheme