مــــــــــــــــــاه و چشــــــــــــــــــــــم

با چرخش ایام به دور دل من خار کشیدند

من مست شدم در دل خود زجر کشیدم

به زندان غم انداختندو آزادی ندیدم

با اشک به دیوار دلم ماه و یک چشم کشیدم

شب بود همه روزم و اشکم نورم

و تو میدانی

چشمم به امید بخششت بیمارست

که تویی عشقم و نورم

ای ماه وجودم

پروردگارم

.یـــــــــــــــــــــــــــا رّب

.

/ 41 نظر / 49 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علیرضا

گفتمش آغاز درد عشق چیست ؟ گفت آغازش سراسر بندگیست گفتمش پایان آن را بگو ؟ گفت پایانش همه شرمندگیست گفتمش درمان دردم را بگو ؟ گفت درمانی ندارد ٬ بی وفاست . گفتمش یک اندکی تسکین آن ؟ گفت تسکینش همه سوز و فناست . . .

blacklove.A.H

سلام سایه جون...خیلی خوشحال شدم از حضورت... درچشم من می درخشی همچون ماه اسمان... فقط او می درخشد و روشن می کند تو می درخشی و دیدگانم تار می شود! درضمن عزیزم حتما لینکت می کنم...بازم بیا[قلب]

دلشکسته

گاه برای ساختن باید ویران کرد، گاه برای داشتن باید گذشت ، و گاه در اوج تمنا باید نخواست mamnon az hozoret

ریحانه

[ماچ]آرزوهایت بلند بود دست های من کوتاه تو نردبان خواسته بودی من صندلی بودم با این همه فراموشم مکن وقتی بر صندلی فرسوده ات نشسته ای و به ماه فکر می کنی[بغل]

بهراد...@

شيخ بهائي مي گويد : آدمي هرگز از زبان مردم آسوده نيست اگر بسيار کار کند مي گويند احمق است . اگر کم کار کند مي گويند تنبل است . اگر مال خود را به ديگران ببخشد مي گويند افراط مي کند . اگر جمع گر باشد و خيرش به کسي نرسد مي گويند بخيل است . اگر ساکت و خاموش بماند مي گويند لال است و اگر زبان آوري کند مي گويند پر گو است . و لذا بايد پيرو حق بود نه دنباله رو زبان مردم. سلااااااااااااااااااااام آپم........بدو بیا.........

سحر

خدایا : یا نوری بیفکن یا توری ماهی کوچکت از تاریکی این اقیانوس می ترسد

abbas

شما که منو لینک نکردی[ابرو] هر وقت لینک کردی بگو منم لینکت کنم[گل]

تنها

سلام...وب قشنگي داري

تنها

سلام...وب قشنگي داري

پرنده ی مهاجر

سلام خداقوت متنی که نوشتی برام خیلی دلنشین و عالی بود با اجازت کپی میکنم (: