سومین سال

خدا یا کمکم کن تحمل کنم

دارم به وقت رفتنش نزدیک میشم

نمیتونم بهش فکر نکنم

خدایا دوساله دارم سعی میکنم صبر رو یاد بگیرم

ولی حالا دارم به سومین سالش نزدیک میشم

بغزم داره سنگین تر میشه

خدایا کمکم کن

/ 33 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگین

سلام دو.ست جونم امیدوارم حالت خ.ب باشه مرسی ک ب وبم سر زدی دوست داشته باشی بگ. با چ اسمی لینکت کنم[شوخی]

پاییزفصل زیبا

برای یک لحظه.........باید پلک چشمان خود را به روی واقعیت های دنیای خاکی انسانهاببندیم و تصور آدمی را در دادگاه عدل بشریت ببینیم ............. که اتهامش عشقی است که در صفحه ی خیالی دل خود به رخ می کشد................... واین انسان می خواهد در مقام سقراط تاریخ عاشقی برآید وبی گناهی خود را در دنیا ی ننگ وخاکی وخالی از احساس ثابت کند .............او می خواهد از جرم دوست داشتن وعاشق بودن خود دفاع کند ..........اما هیچ قاضی حاضر به شنیدن نیست ..........او می خواهد باحرفهای ساده ی وعاشقانه خود دل قاضی روزگاربه رحم آید وبی گناهیش را ثابت کند........ پس راهی دشوار و سخت فراروی اووبی گناهیش است ............... می خواهدبا فریاد بی گناهی خودمقدس ترین حرفهای دل را ادإ کند وبگوید دوست داشتن آنقدر زیباست که هر گز نمی توانم آن راازیاد ببریم .................دوست داشتن در نزد آدمیان واقعی چیزی است که هیچ وقت گناه محسوب نمی شود......

سحر

من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است

ایلیا

خنــده ام می گیـــرد وقتــی پــس از مــدت ها بی خبـــری بی آنکــه ســـراغی از این دل ٍ آواره بگیـــری می گـــویی : دلم برایت تنــگ اســت یا مــرا به بازی گرفتــه ای یا معنـــی واژه هایــت را خوب نمیدانــی دلتنــــگی ارزانـــی ٍ خودت . . .

parmida

kheili matalebe khoobi dari..be man ham sar bezan o hatman nazar bede...moafagh bashi

ابراهیم

اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است.