رویای کودکی

 

دلم برای رویای کودکی ام تنگ شده

آنقدر رویایی که

برای گل های خانه سایبان میساختم

که مبادا نور گلبرگهایش را بسوزاند

حالا

هر کسی از راه میرسد

چنان دلم را میسوزاند

که به انسان بودن خودم شک دارم

 

آپ وبلاگ دیگم

حالا باش.......

http://sayehm2.persianblog.ir/

/ 27 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر

واقعا....منم خیلی دلم تنگ شده واسه بچگیهام[رویا]

مینا

به ﺳﻼﻣﺘﯽ ﻟﺐ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺪﺕ ﻫﺎﺳﺖ واقعی ﻧﻤﯽ خندن !.......

نــــــــاژو

سلام[گل]قربونت سایه جون ،مرسی.بعداز یه مدتی پرشین بلاگ وبلاگمو بهم برگردوند.تازه یه مطلب گذاشتمو وقت نشد خبر بدم به شما،خیلی خیلی ممنونم که سر زدی..به خودت شک؟نه،به نور باید شک کرد..[گل][گل]

رها

خسته ام؛ خسته تر از آنی که خیانت کنم تنهایم؛ تنها تر از آنی که عاشق شوم مرسی که بهم سر زدی [گل]

گلشن

سایه وبلاک خیلی پر محتوا وزیبا شده [گل][گل]

گلشن

سایه وبلاک خیلی پر محتوا وزیبا شده [گل][گل] در این آدرس هم در خدمتیم www.golshana.ir

فرصتی برای پرنده شدن،مجموعه

تو ابر مهربانی، بی کرانی فراتراز زمین و آسمانی تو بارانی ترین فصل جهانی بباران بر دلم تا می توانی! **

دهه هفتادیا

کاش میشد بچگی را زند کرد بچهی شد بچهگانه گرییی کرد شعر قهر قهر تا روز قیامت را سرود ان قیامت که دهی بیش نبمو به وبلاگ ماهم بیاین