نمیخوام

با هر نفس کشیدن آهی سر میدم

بغضی که توی گلومه نمیزاره ......بازم به خودم بد میگم

از سردی روحم به دستامم رسیده . دارم یخ میزنم

سوزش چشممام نمیزاره دیگه چیزیو ببینم

چرا درد لعنتی ولم نمیکنه بزاره بمیرم

نمیخوام جلوی دیدم و اشکام بگیره.....

نمیخوام گریه کنم

نمی خوام ضعیف باشم تا تو بهم بخندی

نمی خوام تو زندگی به تو وابسته باشم تا تو منوببندی

چند ساله توزندگی بی تو من سر کردم

حالا هم باز میتونم به خودم برگردم.....

 

...

/ 3 نظر / 32 بازدید
الهام

مهربانی تا کـــــــــــی ؟ بگذار سخت باشم وسرد !! باران که بارید ...چتر بگیرم و چکمه !! خورشید که تابد ...پنجره ببندم وتاریک !!! اشک که آمد دستمالی بردارم و خشک !! او که رفــــــــــــــــت نیشخندی بزنم وسوت ......

erfan

دوست دارم شاد باشي وگر ن من از نگاه توغصه مئ خورم